اولین سرود ملی ایران

صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

  • به شدت احتیاج دارم کسی منو خوشحال کنه

دوست دارم مامان جون!

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب:

تا حالا به این عنصر بی نهایت مهربون به اسم " مامان" دقت کردین که چقدر زحمت میکشه؟ تاحالا متوجه شدین چقدر خستگی ناپذیزه؟؟ و چقدر دوست داشتنی؟

مامان گلم روزت مبارک

زمانی طولانی در خواب مادرت چون خیالی بودی

پس او بیدار شد تا به تو زندگانی بخشد.

 

*من اگر بنشینم/ تو اگر بنشینی/ چه کسی برخیزد؟

مرخصی میگیرم!

توز زندگانی آدم بعضی روزا خیلی روزای سختی هستن. مثل روزایی که مثلا از صبح تا عصر یه نفس کلاس داری و تازه ناهار هم نداری احتمالا خیلی هم خوابت میاد..تازه اگه معده درد هم داشته باشی که دیگه تراژدی غمناک تر میشه.  

ولی روزایی هم وجود دارن که اصلا "سخت " نیستن مثل روزای امتحان یا بهتر بگم شبای امتحان که خب روز نیستن دیگهو در واقع "کشنده "اند.  از اونجایی که اینجانب در شرف این روز های سخت و طاقت فرسا هستم به این ترتیب مراتب مرخصی خودم رو اعلام میدارم تا شاید بتونم در دوران فرجه این کوله بار سنگین جزوات رو از روی  شونه های کم طاقت خودم بردارم.

لطفا برام آرزوی موفقیت کنید

احتمالا" تا دو هفته دیگه

سمور به گل رز گفت:" ببین چگونه به سرعت میدوم

                             در حالیکه تو نه میتوانی راه بروی و نه میتوانی بخزی"

گل رز به سمور گفت:" آه دونده چابک و شریف! خواهش میکنم زودتر از اینجا برو."