ای مردم !

وقتی "حقیقت " بر دلی چیره شد،
آن را از هرچه غیر اوست،

                                   تهی میکند!

 

وقتی خدا با بشری الفت یافت ،

هر چه را در نهاد وی غیر اوست ،

                                             میکشد!

 

وقتی یکی از مومنانش را دوست داشت ،

دیگران را بر می انگیزد تا بدو کین ورزند!

تا بنده وی بدو نزدیک تر گردد ،

                                         و رضای او را بجوید!

                                                                                                   منصور حلاج

 

  • چطور میتونم به کسی که هرگز ستاره ای ندیده بیاموزم که این شکل " من در آوردی " و" تخیلی" ستاره است؟؟ خب معلومه که یاد نمیگیره دیگه....

من و ........

ملائکه و شیاطین اغلب به دیدارم می آیند

به زودی یاد گرفتم چگونه خود را از آنان برهانم:

برای فرشتگان دعایی طولانی میخوانم ،

حوصلشان سر میرود.

و برای شیاطین گناهی حقیر مرتکب میشوم ،

آنها نیز میگذرند.

   

  • من لحظه ها را میشمارم تا رسد فردا........

ای کاش روزی مناجات هایم مونولوگ نباشد!

ای پروردگار و ای خدای ما !

 ای خویشتن در پرواز ما !

ما به اراده و خواست تو می خواهیم.

تو میتوانی شبهای ما را به روز مبدل کنی

زیرا شب ها و روزهای ما از آن توست.

ما نمیتوانیم چیزی را از تو بخواهیم

زیرا پیش از آنکه نیاز در درونمان متولد شود،

از نیازمان آگاهی.

تو نیازمان هستی

هر چه بیشتر از خود دهی،

همه چیز را به ما داده ای!

چه کسی جز من میتونه ادعا کنه بهترین پدر دنیا رو داره؟

 

بابای نازنین من

دستان گرمت را سپاس.....نوای پدرانه ات و نگاه نگرانت را سپاس

 پدر صبورم سپاس که رنج میکشی و دم بر نمی آوری

ببخش اگر گاهی  ندانستم پدر بودن چقدر سخت است.

ببخش به خاطر دلواپسی هایت به خاطر دغدغه هایت و به خاطر پدر بودنت.

بینهایت دوستت داشته ام و خواهم داشت.

تینای بابا

این هم از خدای ما!

دیشب یک بار دیگه خدای من قدرت نمایی کرد. قدرتش رو به ما نشون داد و یک بار دیگه اونو ثابت کرد. خدای من اینجوری قدرت نمایی میکنه : اون چیزی رو که داده پس میگیره. و به ما نشون میده که خداست و صاحب و مالک همه چیز. و من یک بار دیگه فهمیدم که توی این زندگی هیچ هم نیستم.

خدایا ! ما که قبول داریم خدا بودنت رو اگه قبول نداشتیم که 6 سال ازت خواهش نمیکردیم آنچه که پس گرفتی یک بار دیگر مرحمت فرما. اما تو پاسخ گفتی من خدا هستم پس هر وقت بخواهم میگیرم و تا وقتی نخواهم پس نمیدهم.

باشد........پس بگیر.....اما نخواه که برای آنچه گرفتی شکر گویم......چه کنیم با این جام بلا که بر سر ما ریخته شده و میگویند از تقرب زیاد است.....خدا!؟ چرا از دوست داشتن زیاد به ما مرحمت نمیکنی ؟ ما  که هرکجا برویم باز به تو باز میگردیم.

آرش و کمان عشق!

آرش گفت: زمین کوچک است. تیر و کمانی می خواهم تا زمین را بزرگ کنم.

به آفرید گفت :بیا عاشق شویم جهان بزرگ خواهد شد بی تیر و کمان.

به آفرید کمانی به قامت رنگین کمان داشت و تیری به بلندای ستاره کمانش دلش بود و تیرش عشق.

به آفرید گفت از این کمان تیری بینداز،این تیر،ملکوت را به زمین می دوزد.

آرش اما کمانش غیرتش بود و جز خود تیری نداشت.

آرش می گفت که جهان به عیاران محتاج تر است تا به عاشقان. وقتی که عاشقی تنها تیری برای خود می اندازی و جهان خودت را میگستری . اما وقتی عیاری خودت تیری، پرتاب میشوی ، تا جهان برای دیگران وسعت یابد.

به آفرید گفت: کاش عاشقان همان عیاران بودند و عیاران همان عاشقان.

آن گاه کمان دل و تیر عشقش را به آرش داد.

و چنین شد که کمان آرش رنگین شد و قامتش به بلندای ستاره.و تیری انداخت.  تیری که هزاران سال است میرود.

هیچ کس اما نمیداند که اگر به آفرید نبود ، تیر آرش این همه دور نمیرفت!

عرفان نظر آهاری