تو را هنوز اگر همتي به جا مانده ست
سفر كنيم،
سفر
سفر ادامه بودن
ز سينه زنگ كدورت زدودن است
- آري
سفر كنيم و نينديشيم
اگر چه ترس در اين شب
- كه از شبانه ترين است
اگر چه با شب شومم
- هميشه ترس قرين است
سفر كنيم سفر
در اين سياهي شب
- اين شب پر از ترفند
از اين هياكل ترس آفرين چه مي ترسي ؟
مترسكان سر خرمنند و با بادي
چو بيد مي لرزند
سفر كنيم و ببينيم
تمام مزرعه از خوشه هاي گندم پر
و هيچ دست تمنا
دريغ سنبله ها را درو نخواهد كرد
درو گران همه پيش از درو
- درو شده اند
حمید مصدق

:بی ربط نوشت
تازه فهمیدم......تازه فهمیدم اگر همه از راهی یا از کاری به عنوان درست یاد میکنند خب حتما" درسته دیگه! اگه آدم فکر کنه با زیر پا گذاشتن بعضی قوانین اخلاقی دار زرنگی میکنه در واقع داره خودشو وارد یه بازی موش و گربه میکنه!
!تازه فهمیدم......ولی انگار دیر فهمیدم! یکی بیاد دست منو بگیره و از این گندی که زدم نجاتم بده لطفا"