و گه گاهی دو خط شعری.....
که سیاه باد سر راهت را گرفت
کوه شو.
که نسیم به پیشوازت آمد
باغ شو
"این گفته را در روزنامه درخت بلوط خواندم."
دو:
در غاری
صبح زودی سوزبادی را زنجیر کردند
غروب که شد در دره
آن سوزباد طوفان شد!
"این گفته در جبین کوهی سیاه کنده شده بود".
سه:
که عاشق دیوانه شود
با شعر زنجیرش میکنی.
که شعر دیوانه شود
با خدا زنجیرش میکنی.
من عاشقم و من شعرم!
"این گفته رودخانه قهر کرده غربت بود".
چهار:
که برف را مهمان کردی
مگذار گرمش شود
نکند که خانه ات را آب ببرد
"این گفته را نیز از آتش پیر مردی شنیدم".
شیر کو بیکه س
