درد دل!
در عرض ۱۲ ساعت با ۷ تا از دوستام دعوا کردم
میگن از تو بعیده تو که خیلی با جنبه بودی
خب هرکسی یه ظرفیتی داره دیگه![]()
بعد از کمتر از ۲ ساعت با همشون آشتی کردم !![]()
* * * * * *
یک ساله دارم برای همچین روزی برنامه ریزی میکنم ولی یهو همه چی خراب میشه !!![]()
نمیدونم تا کی باید برای هر کاری که میکنم اجازه بگیرم و اونو به سمع و نظر هیئت تصمیم گیری برسونم.![]()
همه میگن تو آدم مستقلی هستی
اگه مستقل نبودم چی میشد؟![]()
* * * * * *
سه هفته است منتظرم استاد محترم از سفر سواحل مدیترانه برگردن و ببینم چه تدبیری برای نمرات این ترم اندیشیده اند...![]()
کارنامه درخشان منو لنگ نمره بی ارزش خودش کرده![]()
ای کاش یه روزی جامون عوض شه....من استاد بشم و اون دانشجو![]()
* * * * * *
با همه این حرفا هنوزم خوشحالم
چون دارم یک قدم به آرزوهام نزدیک میشم![]()
راستی چرا باید برای رسیدن به آرزو جنگید؟؟![]()
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر ۱۳۸۸ ساعت 12:43 توسط تینا
|